روزانه امروزم - دل نوشته سامی

دل نوشته سامی
ورود شما به دل نوشته سامی را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

نويسندگان
مهسا زراعی
تبلیغات


نویسنده : Sami ۱۳٩٢/۸/۱٦, ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ

نمیدونم اول بگم یا آخر اخه فرقشم فقط چند خط هستش

چند روز اصلا حال خوبی ندارم و درد دارم!!

امروز اتفاقایی برام افتاد،همیشه اینارو به عمه میگفتم در اولین فرصت

حالا نیستش،اینجا روزانه هام میگم اونایی که بشه گفت

امروز واسه اولین بار بود تنهایی میخواستم رانندگی کنم با مادرم بریم هیئت(که پدرم نباشه)

اتفاقای جالبی افتاد انگار همه چی جلوم گرفته بودن که ماشین بر ندارم

اولیش قفل فرمون بود که کلید توش نمیچرخید،مادرمم امتحان کرد خلاصه بعد 5 دقیقه باز شد

دومیش استارت بود اصلا ماشین روشن نمیشد،اصلا سابقه نداشت دیگه عصر اینطوری باشه

تا اینکه کاپوت زدم بالا دوتا چکیده تقدیمش کردم راه افتاد

اینم از خاطره اولین رانندگی جدی من بدون اینکه پدرم باشهخنثی

تازه من از دسته و گونه آدمهای نادر هستم که خیلی به رانندگی علاقه هم ندارم...

احتمالا به همین خاطر اون هم به من علاقه نداشت!!نیشخند

 

چند روزی هست بیشتر از همیشه جای خالی عمه اذیتم میکنه و همین شدت بیماریم زیادتر کرد اما در مقابل نبودن عمه و حرفهایی که بهم زد هیچی نیست واسم عادی!!ناراحت

امشب توی هیئت بازم عین همیشه اولین دعا بهترین ارزوها واسه عمم بود.

چقدر دعا میکردم ازدواج کنهخیال باطل

خدایا اون دعام مستجاب کردی حالا هم کاری کن عمم برگردهچشم

فعلا نوشت:حالم اصلا خوب نیست شام امشب خیلی اذیتم کرد فقط خواستم نقدا بنویسم،پس بعدا پستم ویرایش میکنم تا شکل بهتری بگیره!!

الان نوشت:خب کمی بهش شکلک اضافه کردم تا بهتر بشهلبخند


دسته بندی : دل نوشته

امکانات وب