تولدت مبارک!!! - دل نوشته سامی

دل نوشته سامی
ورود شما به دل نوشته سامی را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

نويسندگان
مهسا زراعی
تبلیغات


نویسنده : Sami ۱۳٩٢/۸/٢٧, ٤:٤٤ ‎ب.ظ

توی یک دیوار سنگی
  دو تا پنجره اسیرن
دو تا خسته دو تا تنها
یکیشون تو یکیشون من

دیوار از سنگه سیاهه
سنگ سرد و سخت خارا
زده قفل بی صدایی
به لبای خسته ی ما

نمی تونیم که بجنبیم
زیر سنگینی دیوار
همه ی عشق من و تو
قصه هست قصه ی دیوار

همیشه فاصله بوده
بین دستای من و تو
با همین تلخی گذشته
شب و روزای من و تو

راه دوری بین ما نیست
اما باز اینم زیاده
تنها پیوند من و تو
دست مهربون باده

ما باید اسیر بمونیم
زنده هستیم تا اسیریم
واسه ما رهایی مرگه
تا رها بشیم می میریم

کاشکی این دیوار خراب شه
من و تو با هم بمیریم
توی یک دنیای دیگه
دستای همو بگیریم

شاید اونجا توی دل ها
درد بیزاری نباشه
میون پنجره هاشون
دیگه دیواری نباشه

 

نمیدونم عمه این وبلاگ میخونه یا نه!!

اما مهدیس که اصلا روحشم خبر نداره!

نمیدونم شاید دیوونگی نوشتن گفتن به یاد بودن کسایی که نمیتونن باشن

اما خب زمونه همیه بهترینهارو بهم نشون داد،توی زندگیم قرار داد! اما هیچوقت نگذاشت که بمونن

اگرم همش این بهترینهای زندگی من یک خنجر داشتن اون ناخواسته به قلب من هدیه دادن!!والا ندیدم بدی در حق شخص دیگه ای بکنن!

امروز تولد،تولد مهدیس!تولد آبجی کوچیکه ای که باعث شد من یک خانواده دیگه داشته باشم آبجی کوچیکه که باعث شد بهترین عمه دنیا رو داشته باشم!!

مهدیس هم عین لیلی بچگونه حرف میزد!(اونایی که لیلی رو میشناسن با زبونش آشنان)

یک روز بهم گفت قول داد!بالاخره یک روز میاد که بتونیم باهم باشیم من، عمه، اون!

اما خب حساسیت من روی قول،و قولهای که گاهی انجام دادانشون غیر ممکن میشه!

اما خب کاش قول نمیداد!!

آخرین باری که دیدمش تولد پارسال خودش بود!عین دو سال قبلش فقط در حد سه یا چهار جمله!که یکیشم این بود که بهم بگم میگفت داداش بد اخلاق!

اما تولد من دیگه نیمد...

دو سال پیش بهم میگفت همیشه یادم هست بهم میگفت این آهنگ دو پنجره رو گوش کن به یاد من!!اما اون زمان یک فرقی با الان داشت"تنها پیوند من و تو دست مهربون باده"اون باد عمه بود که گاهی حرفای مارو بهم میرسوند چون من هیچ ارتباطی نمیتونستم باهاش داشته باشم!

اما حالا اون باد هم،شده یک پنجره دیگه حالا آهنگ سه تا پنجره داره و دیگه بادی هم وجود نداره

نمیدونم شاید این آهنگ فقط مال عاشقا باشه!اما فقط عشق واسه مادر و فرزند،واسه برادر و خواهر، واسه عمه برادرزاده هم میتونه باشه!!

عمه میبینی بهترینهای زندگیم حتی اگه زمونه ازم جدا کنه بازهم نمیتونم فراموش کنم!

واسه فراموش نکردن مهدیس همون یک جملش"جای برادر فوت کردش پر کردم"برام کافی بود!

و واسه تو هزاران دلیل که مهترینش اینکه عممی وجود داره!!

زمونه حالا سه تا پنجره ایجاد کرده!!توی این آهنگ فقط مرگ عامل رسیدن میدونه!اما من نه!من منتظر میمونه شاید یک روز این زمونه دوباره عمم رو بهم برگدوند!!!

 

*تولدت مبارک آبجی مهدیس*

همیشه برات بهترینهارو دعا میکنم و هنوز توی حرم صحن جمهوری برات دعا میکنم!!


دسته بندی : دل نوشته

امکانات وب