روزانه امروزم

نمیدونم اول بگم یا آخر اخه فرقشم فقط چند خط هستش

چند روز اصلا حال خوبی ندارم و درد دارم!!

امروز اتفاقایی برام افتاد،همیشه اینارو به عمه میگفتم در اولین فرصت

حالا نیستش،اینجا روزانه هام میگم اونایی که بشه گفت

امروز واسه اولین بار بود تنهایی میخواستم رانندگی کنم با مادرم بریم هیئت(که پدرم نباشه)

اتفاقای جالبی افتاد انگار همه چی جلوم گرفته بودن که ماشین بر ندارم

اولیش قفل فرمون بود که کلید توش نمیچرخید،مادرمم امتحان کرد خلاصه بعد 5 دقیقه باز شد

دومیش استارت بود اصلا ماشین روشن نمیشد،اصلا سابقه نداشت دیگه عصر اینطوری باشه

تا اینکه کاپوت زدم بالا دوتا چکیده تقدیمش کردم راه افتاد

اینم از خاطره اولین رانندگی جدی من بدون اینکه پدرم باشهخنثی

تازه من از دسته و گونه آدمهای نادر هستم که خیلی به رانندگی علاقه هم ندارم...

احتمالا به همین خاطر اون هم به من علاقه نداشت!!نیشخند

 

چند روزی هست بیشتر از همیشه جای خالی عمه اذیتم میکنه و همین شدت بیماریم زیادتر کرد اما در مقابل نبودن عمه و حرفهایی که بهم زد هیچی نیست واسم عادی!!ناراحت

امشب توی هیئت بازم عین همیشه اولین دعا بهترین ارزوها واسه عمم بود.

چقدر دعا میکردم ازدواج کنهخیال باطل

خدایا اون دعام مستجاب کردی حالا هم کاری کن عمم برگردهچشم

فعلا نوشت:حالم اصلا خوب نیست شام امشب خیلی اذیتم کرد فقط خواستم نقدا بنویسم،پس بعدا پستم ویرایش میکنم تا شکل بهتری بگیره!!

الان نوشت:خب کمی بهش شکلک اضافه کردم تا بهتر بشهلبخند

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ali

بسیار زیبا بود "السلام علیک یا اباعبدالله الحسین و علی الارواح التی حلت بفنائک این مصیبت بزرگ بر شما تسلیت باد ، انشاالله پیروان صدیقی باشیم

پریسا

نگووووووووو !عمه ازدواج کرده؟؟[تعجب] اگه ازدواج کرده چرا انقد منتظری برگرده؟؟ الان من هنگم!!! چرا اسم مستعارشو عمه گذاشتی؟؟ ببخشید زیاد سوالیدم [خجالت]

مهریماه

خودم میبرمت یه روز ریس مالک اشتر و حسابی راننده ات میکنم!!1 اینو بهت قول میدم!! قول شرف!! اونروز حتما تو هم مثل من عاشق رانندگی میشی!!

سلام.ببخشید مزاحم شدم[گل]من یه وبلاگ درمورد بهترین خواننده از نظر سلیقه شخصی هر کس ساختم................ لطفا سر بزنید و بگید از کدوم خواننده ایرانی یا خارجی خوشتون میاد و باب میل شماست[لبخند]من که خیلی محسن چاووشی رو دوس دارم و با اهنگاش خاطره هایی دارم[رویا] راستی سمت راست وبلاگم یه قسمتی هست که لوگوی وبلاگمو قرار دادم............اگه لطف کنید و اونو تو قسمت (کدهای اختصاصی جاوا )وبت قرار بدی خوش حال می شم [قلب] اینم ادرسه وبلاگمه[گل] http://behtarinkhanande.persianblog.ir

عمه

سلام.وای منکه جای مادرت بودم سوارماشینت نمیشدم....من خیلی ترسوام..پسرم اولین بارشو باپدرش رفت هرچی اصرارکردگفتم من اگه بیام تمرکزت روبهم میریزم.الحمدالله که مشکلی برات پیش نیومد.مراقب خودت باش[گل]

خورشید

سلام[لبخند] منم برام سوال شد[متفکر] اگه دلیل رفتن عمتون ازدواج کردنش هست،پس چطور منتظری برگرده[سوال]

پریسا

باور میکنم... ایشا ا... که برگرده[گل]

بارانss

خوبه حداقل به خیر گذشته[نیشخند]

نسیم

تجربه ی جالبی بود .نه؟ بلاخره فهمید که باید روشن شه و بازی در نیاره[چشمک][پلک]