کودک می شوم !!

دلم که می گیــــرد ..
کودک می شوم !!
کفش هایم تا به تا می شوند ...
دستانی می خواهم که آرامم کنند ...
مهربانی که به فکر دلتنگی هایم شود ...
و گلویی که بغض امانش را نبرد ..
بهانه گیر می شوم ....
نق می زنم که این را می خواهم ..
که آن را می خواهم ..
ولی هیچکس نمی داند ؛
که به جز تو (عمه) هیــــــــچ نمی خواهم ......!

من همیشه در مقابلت عمه، کودکی عاشق بزرگترم بودم کودکی که در کنار ،عمه اش در هیاهوها شلوغی ها آرام بود!!

/ 2 نظر / 20 بازدید
setika

واقعا عاشق عمه ت شدي، يا عشقت رو عمه صدا ميكني؟![سوال] فقط سواله، بدون منظور[لبخند]

setika

ممنون، اميدوارم زود زود به خواسته هات برسي[گل][گل][گل]