داستانهای افسانه ای:پسر دهقان و مرد جادوگر (قسمت دوم)

علی با شادمانی از خانه خارج شد و راهی دور و دراز در پیش گرفت.هنگامی که گرسنه اش شد، در کنار چاهی بسته را باز کرد و کیک را بیرون آورد و سرگرم خوردن شد. بیشتر از نصف آن را نخورد و با خود گفت:((باید فکر فردا هم باشم. اگر تمام شیرینی را یکباره بخورم، برای فردا دیگر چیزی نخواهم داشت و گرسنه خواهم ماند.))

علی بقیه کیک را در دستمال پیچید و به طرف چاه خم شد تا نیمه خالی شکم خود را با آب پر کند. با نصف کیک مگر می شود سیر شد؟ این یعنی بدبختی و نداری، آخ،آخ،آخ.

هنوز آه و ناله اش تمام نشده بود که ناگهان پیرمرد کوتوله ای روی لبه چاه ظاهر شد. پیرمرد برخلاف قد کوتاهش، ریش بسیار بلندی داشت که طول آن چند برابر قد و قواره اش بود. پیرمرد با چهره پرچین و چروک خود رو به پسرک کرد و گفت:((پسرم، مرا صدا کردی، من ایجا هستم.))

علی مات و متحیر فریاد کشید:((من که اسم تورا نمی دانم، چطور ممکن است تو را صدا کرده باشم؟))

/ 6 نظر / 18 بازدید
جیمبو

اسمش آخ آخ آخ بود...؟؟[نیشخند]

گروه مدیریت منوتو

سلام عزيزم خوبي؟؟ بدو بيا معطل نکن ، يه جاي بهتر از فيس بوک ، با محيطي شاد تر و زيباتر ، به اسم منو تو ، بيا بيا و دوستاي جديدي پيدا کن , و باشون در ارتباط باش ، مطمئن باش ضرر نميکني ، تازه امکاناتشم از فيس بوک بيشتره ، اينو بت قول ميدم ، ميخواي عضو شي ؟؟؟؟ باشه بيا به آدرس زير و منو خوشحال کن و عضو شو ، دوست دارم عزيزم ، تو منوتو ميبينمت آدرس سایت www.mano2o.ir آدرس تبادل لینک www.mano2o.ir/link

ورامین نامه

سلام وقت بخیر وبلاگ خوبی داری خوشحال میشم به سایت ما هم سری بزنی هم تو وبلاگت لینکش کنی تا دیگران بیشتر با شهر ما آشنا بشن هم توش عضو بشی و از امکاناتش استفاده کنی

بارانss

سلام چه جالب اسمش آخ آخ آخ بوده فکرشو بکن سلام اقای آخ آخ آخ حالتون خوبه, خانم وای وای وای چطورن,واق واق واق کوچولو خوبه[نیشخند][خنده][قهقهه]

رها

سلام سامی زود بقیه ش رو بنویس هاااااااااااااااااا

فاطمه

وبت قشنگه داداشی با تبادل لینک موافق بودی خبرم کن مرسی